چشمان میرا

Mira’s latheral canthus

ميرا: آرش تو به عشق در يك نگاه باور دارى؟

آرش: منظورتُ از عشق مشخص كن اول ميرا.

ميرا (پشت چشم نازك ميكند): منظورم عشق رمانتيكه.

آرش: خوب باورم اينه كه تو در سطحى از آگاهى انتخاب ميكنى كه عاشق شى و اين انتخابُ با يك “بهانه” شروع ميكنى.

ميرا: (سكوت)

آرش: به نظرم هر چى تصاوير فرافكنى[1] شده از روانت از سطح ناآگاه ترى نشات بگيره، از يك علاقه ى واقع گرايانه فاصله ميگيرى و به سمت يك عشق انتزاعى يا به قول تو رمانتيك حركت ميكنى.

ميرا: منظورت اينه كه در اين روند اگه يك فنومن[2] (پديده) به نومِن[3] (اسم)  تبديل شه، گونه اى از عشق رمانتيك واقع شده و اگه بالعكسش باشه ميشه نوعى از علاقه ى مبتنى بر واقعيت؟

آرش: آره خوانشِ تو جالب تر بود!

ميرا: منظورت از “بهانه” براى شروع چى بود؟ 

آرش: يك اِلِمان كه در وهله ى اول باعث ميشه جذب ابژه مورد نظر شى. مثلا كشيدگى قسمت بيرونى چشماى تو یا به صورت دقيق تر ناحيه آناتوميك لترال کانتوس[4]، واسه من اين حكمُ داشت.

ميرا (چشمانش ميخندد): خُب، انتخاب ناخودآگاه از چى الگو ميگيره؟

آرش: لكّان معتقده ما يك ايماژ[5] يا تصوير تو زيرزمين ناخودآگاهمون داريم، اين تصوير بر اساس اولّين تجارب صميميت ما شكل گرفته كه معمولا انتخابهاى بعدى ما پژواك كج و كوله ى از اون تصويره.

ميرا: پيش آگهى اين فرافكنى رمانتيك چطوره؟

آرش: دو حالت واسش متّصورم. تو حالت اول اونقد بين تصوير فرافكنى شده (فنومن) با اونچه در ارتباط به صورت واقع گرايانه اتفاق ميفته (نومِن) فاصله هست كه مثل يك جرقه خاموش ميشه، يا به برداشتى “ارتباط” به “رابطه” تبديل نميشه.

ميرا: و حالت دّوم؟

آرش:سوهانِ واقعيت فرافكنى ها رو تراش ميده و خراطى ميكنه. در نهايت يك “رابطه” متّولد ميشه. شمايل اين رابطه رو هنر ِدستِ طرفين تعيين ميكنه.

ميرا: ما نجّاراى ماهرى هستيم؟

آرش: (در حالى كه چشمانش ميخندد به رگهاى منقبض و برجسته ى پشت دست هايش نگاه ميكند).

 

[1] Projection:

فرافکنی يکی از انواع مکانیسم های دفاعی است که با تغییر سمت و سوی رفتار هایتان، عواطف، تکانه ها، یا تمایلات خود را به فرد مقابل نسبت می دهید

[2] Phenomena

کانت تحت تأثیر لایبنیتس، موجودیت بیرونی را نومن می‌نامد و تصویری که از آن در ذهن منعکس می‌شود را فنومن (پدیده) بنابراین هستندهٔ بیرونی در تضایف با ذهنیتی که ناظر از آن دارد می‌باشد. پدیده‌ها، به عنوان نمود یا بازنمایی یا جلوهٔ ذات بیرونی که در ذهن ناظر منعکس می‌شوند تلقی شده و ماهیت آن‌ها بسته به دریافت ناظر دارد و می‌تواند توسط هر ناظر به شکلی خاص و منحصر به فرد درک گردد؛ بنابراین پدیده را می‌توان ادراک در مورد چیزی پیش از داوری کردن خود ادراک دانست

[3] Noumenon

اصطلاحِ نومن معمولاً در تقابل با اصطلاح فنومن به کار می‌رود که به چیزهایی اشاره دارد که ابژهٔ حواس هستند یا ادراک می‌شوند

[4] Latheral Canthus

[5] Imago