فرزندآوری و فرزندپروری نیز از دیگر جنبه های طبیعی هر زندگی مشترکی است، که برای زوجینی که درگیر بیماری دوقطبی هستند اصلا طبیعی نیست.بارداری زن را مستعد پریشان حالی روحی می کند. در صورتی که قصد دارید بچه دار شوید، بهتر است پیش از اقدام با پزشک زنان/روانپزشک خود مشورت کنید.مصرف برخی داروها در دوره بارداری و شیردهی ممنوع است. البته بیشتر داروها برای جنین بی خطر هستند، اما بهتر است در سه ماهه اول احتیاط بیشتری به عمل آید و از داروهایی با عوارض کمتر استفاده شود.

مصرف بیشتر داروهای ضد افسردگی باید در دوره شیردهی قطع شود. در تمام مدت اقدام برای بارداری، بارداری و شیردهی، همسرتان باید تحت نظر پزشک متخصص زنان، ماما، پزشک خانواده، روانپزشک و پرستار روانپزشک باشد.پس از تولد نوزاد مراقبت شما به عنوان همسر باید دوچندان شود. احتمال طرد نوزاد توسط مادر و عدم مراقبت از سوی او وجود دارد(در صورتی که به اطلاعات کاملتر در این مورد نیاز دارید پیشنهاد می کنیم مقاله فرزندپروری را مطالعه کنید).

آیا اختلال دوقطبی ارثی است؟

احتمال به ارث رسیدن این اختلال در خانواده وجود دارد. تحقیقات نشان می دهند وجود برخی ژن ها فرد را مستعد ابتلا به این اختلال می کند. بنابراین، شاید باید برای ازدواج با بیمار دوقطبی یک بار دیگر فکر کنید.

برخی از تحقیقات نشان می دهند که ریسک ابتلا به این بیماری در کسی که سابقه خانوادگی اختلال دوقطبی دارد بین 5 تا 10 درصد است (منبع). وجود این مقدار ریسک به معنی آن نیست که لزوما فرزندان بیمار دچار این اختلال خواهند شد. ژن ها تنها دلیل ابتلا به بیماری دوقطبی نیستند. بسیاری از بیماران نیز هستند که بدون وجود سابقه خانوادگی دچار این بیماری شده اند.

چگونه ابتلای پدر/مادر به اختلال دوقطبی را برای کودکان توضیح دهیم؟

حتما تا به اینجا توانسته اید چالش های ازدواج با بیمار دوقطبی را درک کنید، اما شاید سخت ترین لحظه توضیح چرایی رفتارهای والد بیمار برای فرزندان است.بیمار در دوره های شیدایی/افسردگی به طور موقت نمی تواند از کودکان مراقبت کند. در این مدت همسر یا فرد دیگری از خانواده باید این وظیفه را به عهده بگیرد. بهتر است در دوران بهبود در این مورد با همسرتان تصمیم گیری کنید.بچه ها در این دوره ها احساس سردرگمی و ترس دارند. بنابراین بهتر است هر چه سریع تر دلیل رفتارهای پدر/مادر بیمار برای او توضیح داده شود.در توضیح مشکل خونسرد باشید و به سوالاتش با آرامش جواب دهید. زمانی که کودک بتواند دلیل رفتارهای بیمار را درک کند، بهتر می تواند با آنها کنار بیاید.بچه ها ممکن است خود را در رفتارهای عجیب والد بیمار مقصر بدانند. به فرزندتان اطمینان دهید که بیماری پدر/مادرش ارتباطی با او ندارد و او نه تنها عامل آن نیست، بلکه می تواند به بهبودی او کمک کند.برخی از استراتژی های رفتار با بیمار اختلال دوقطبی را که در این مطلب آمده است، به فرزندتان نیز آموزش دهید.

دیگر راهکارهای حفظ زندگی با همسر دوقطبی 

نفس عمیق بکشید:

وقتی همه چیز سخت می شود، نفس عمیقی بکشید و به یاد بیاورید که این بیماری اوست که این طور رفتار می کند، نه خود شخص.

حمایت دریافت کنید:

مراقبت از بیمار باعث می شود که بر نیازهای او متمرکز شوید، اما شما نیز به حمایت نیاز دارید. برای کنترل وضعیت سلامت خود با پزشک ملاقاتی داشته باشید و به سلامت و زیبایی خود رسیدگی کنید.

به گروه های حمایت از بیماران دوقطبی بپیوندید. حرف زدن با درمانگر نیز می تواند ایده خوبی باشد. دریافت حمایت از سوی خانواده و دوستان نیز بسیار ارزشمند است.

صبوری کنید:

درمان در این افراد فرآیندی طولانی مدت را می طلبد که با مقاطعی از عود همراه است. انتظار نداشته باشید که بهبودی سریع و نتایج آن دائمی باشد.

کمی دور شوید:

همان طور که گفتیم ازدواج با بیمار دو شخصیتی بسیار دشوار است و باید از خود مراقبت کنید. اگر می توانید در نگهداری از همسرتان از کسی کمک بگیرید و گاهی از او دور شوید.

بخندید:

اینکه با شوخی کردن بتوانید بر نوسانات خلقی همسر خود فائق شوید و پاسخ خوبی از او بگیرید، بسیار به طبع فرد بیمار بستگی دارد. در برخی از بیماران این راهکار جواب می دهد.

او را وادار به مصرف دارو کنید:

باید برای همسر خود روشن کنید که مصرف دارو مذاکره ناپذیر است. ازدواج با بیمار دوقطبی مثل داشتن یک بچه دیگر است. دائما باید بر سر این موضوع با او بحث کنید. اگر همسرتان برای خوردن دارو مقاومت می کند، که معمولا در فاز شیدایی این حالت رخ می دهد، بهتر است به طریقی به او بفهمانید که بر سر حرف خود می مانید و در این مورد جدی هستید.

به محرک ها توجه کنید:

زمانی که همسرتان در حالت پایدار و خلق و خوب قرار دارد، به محرک های محیطی دقت کنید. چه چیزی او را آرام و چه چیزی باعث تنش در او می شود. از مشاور و درمانگر برای تشخیص محرک های موثر بر رفتارهای همسرتان کمک بگیرید. در دوره های خشم، به رفتارهای خود دقت کنید. آیا چیزی در رفتار شما هست که به رفتارهای پرخاشگرانه او شدت می بخشد؟ سعی کنید در تمام اپیزودهای خشم بیمار، آرام بمانید و او را تحریک نکنید. هر چند سخت است، اما مطمئن باشید که این توصیه فقط به نفع خودتان است.

سوال کنید:

با وجود نوسانات خلقی، همسرتان می تواند نیازهای خود را به شما بگوید. در زمان مناسب با همسرتان در مورد نیازهایش و آنچه در هنگام بدخلقی به او کمک می کند صحبت کنید. در کنار هم می توانید اثرات منفی رفتارهای او را کاهش دهید. از جملات مثبت در تعامل با او استفاده کنید. به یاد بیاورید که در هیچ یک از فاز های بیماری، کنترل خلق در دست بیمار نیست. او نمی تواند در دوره افسردگی به خود انگیزه بدهد و نمی تواند در دوره شیدایی از انجام کارهای عجیب خودداری کند.

پیشنهاد مطالعه:  طلاق در میانسالی: آشیانه ای پر از غم و تنهایی

پس دائما به او نگویید که «درست رفتار کن» یا «چرا مثل دیوانه ها شدی». در عوض، به او اطمینان دهید که برای شما اهمیت دارد، در کنارش در طول مسیر درمان می مانید و می دانید که رفتارهای او تحت کنترل بیماری است.