بررسی نقّاشی جیغ اثر ادوارد مونش

با دو دوست در حال قدم زدن بودم، خورشید در حال غروب بود؛ ناگهان آسمان خون آلود شد. باز ایستادم و از روی نرده های چوبی و پوسیده ی پل خم شدم؛ به صورت وصف ناپذیری خسته و وامانده بودم. زبانه های آتش و خون بر روی آبدره[1] کشیده شدند. همراهانم به راه رفتن ادامه دادند، من از آن ها عقب مانده بودم و از ترس می لرزیدم. چندی بعد آوای جیغ بی انتهای طبیعت را شنیدم.

اثرجیغ یا گریه توٌسط ادوارد مونش، نقٌاش و شاعر نروژی در پایان مرحله گزاری در تاریخ هنر که از آن با نام پایان یک عصر[2] یاد شده، کشیده شد. در آن دوره اغلب نقّاشان تمایل داشتند که سوژه های خود را به صورت عینی ترسیم کنند و مهارت تکنیکال آنها به این شکل از دید منتقدین ارزش گذاری میشد. در پایان قرن ۱۹، هنرمندان جسوری مثل مونش شروع به نمایش عواطف، افکار و احساسات خود از طریق رنگ های اغراق شده و فرم های ساده میکردند. با وجود اینکه در زمان خود مورد نقدهای بسیار قرار گرفتند، نقاشانی مثل مونش و ون گوگ تاثیرات بسزایی بر  اکسپرسونیزم[3] و جنبش های هنری مدرن دیگر در قرن بیست گذاشتند.

طبق اشاره ی مونش در شعرش، این اثر به شکلی مصوٌر فضای روانی غالبش بوده، اضطرابی فزاینده که در یک لحظه تبدیل به یک حمله ی پانیک (اضطرابی) میشود. مثل اثر شب پرستاره ی ون گوگ، جیغ به صورت گردابی متشّنج از رنگ های گرم و فرم های ساده، هیجانات و احساسات نظاره گر را مرتعش میکند. در شعرش مونش مرتبا به خون اشاره میکند، طبق برداشت ها استفاده از فرم های دوّار در پس زمینه با رنگهای گرم، اشاره به تهدیدی بیرونی در فضای این اثر دارد.  در اطراف پل ترسیم شده در این اثر کشتارگاهی وجود داشته، و منظور مونش از نفیر و فریاد طبیعت، میتواند جیغ بی پایان حیوانات سلاخی شده بوده باشد.

ولی آیا این تنها منبع الهام این اثر بوده است؟  طبق مطالعات پس رویدادی[4] مونش نیز مانند ون گوگ از جنون ادواری[5] و اضطراب منتشر[6] رنج میبرده و این میتواند تا حدی توجیه کننده تشنّج موجود در اغلب آثار او باشد. جدای از رنج و حرمان مونش در زندگی شخصیش، او به صورتی غیر مستقیم نیز از اینکه خواهرش در بیمارستان روانی بستری بوده در عذاب بوده است.

از قضا بیمارستان روانی مورد نظر نیز در نزدیکی پل منقّش در تصویر واقع شده بوده است. آیا امکان دارد منظور از فریاد بی انتهای طبیعت، فریاد بیماران رنجور این آسایشگاه بوده باشد؟  یا شاید معنای اثر اشاره به رنجی فراگیر تر دارد، نفیر و فریاد بی انتهای ملال و سرگشتگی تمامی موجودات از رنج محتوم زندگی مدرن!

بررسی نقّاشی جیغ اثر ادوارد مونش

با دو دوست در حال قدم زدن بودم، خورشید در حال غروب بود؛ ناگهان آسمان خون آلود شد. باز ایستادم و از روی نرده های چوبی و پوسیده ی پل خم شدم؛ به صورت وصف ناپذیری خسته و وامانده بودم. زبانه های آتش و خون بر روی آبدره[1] کشیده شدند. همراهانم به راه رفتن ادامه دادند، من از آن ها عقب مانده بودم و از ترس می لرزیدم. چندی بعد آوای جیغ بی انتهای طبیعت را شنیدم.

اثرجیغ یا گریه توٌسط ادوارد مونش، نقٌاش و شاعر نروژی در پایان مرحله گزاری در تاریخ هنر که از آن با نام پایان یک عصر[2] یاد شده، کشیده شد. در آن دوره اغلب نقّاشان تمایل داشتند که سوژه های خود را به صورت عینی ترسیم کنند و مهارت تکنیکال آنها به این شکل از دید منتقدین ارزش گذاری میشد. در پایان قرن ۱۹، هنرمندان جسوری مثل مونش شروع به نمایش عواطف، افکار و احساسات خود از طریق رنگ های اغراق شده و فرم های ساده میکردند. با وجود اینکه در زمان خود مورد نقدهای بسیار قرار گرفتند، نقاشانی مثل مونش و ون گوگ تاثیرات بسزایی بر  اکسپرسونیزم[3] و جنبش های هنری مدرن دیگر در قرن بیست گذاشتند.

طبق اشاره ی مونش در شعرش، این اثر به شکلی مصوٌر فضای روانی غالبش بوده، اضطرابی فزاینده که در یک لحظه تبدیل به یک حمله ی پانیک (اضطرابی) میشود. مثل اثر شب پرستاره ی ون گوگ، جیغ به صورت گردابی متشّنج از رنگ های گرم و فرم های ساده، هیجانات و احساسات نظاره گر را مرتعش میکند. در شعرش مونش مرتبا به خون اشاره میکند، طبق برداشت ها استفاده از فرم های دوّار در پس زمینه با رنگهای گرم، اشاره به تهدیدی بیرونی در فضای این اثر دارد.  در اطراف پل ترسیم شده در این اثر کشتارگاهی وجود داشته، و منظور مونش از نفیر و فریاد طبیعت، میتواند جیغ بی پایان حیوانات سلاخی شده بوده باشد.

ولی آیا این تنها منبع الهام این اثر بوده است؟  طبق مطالعات پس رویدادی[4] مونش نیز مانند ون گوگ از جنون ادواری[5] و اضطراب منتشر[6] رنج میبرده و این میتواند تا حدی توجیه کننده تشنّج موجود در اغلب آثار او باشد. جدای از رنج و حرمان مونش در زندگی شخصیش، او به صورتی غیر مستقیم نیز از اینکه خواهرش در بیمارستان روانی بستری بوده در عذاب بوده است.

از قضا بیمارستان روانی مورد نظر نیز در نزدیکی پل منقّش در تصویر واقع شده بوده است. آیا امکان دارد منظور از فریاد بی انتهای طبیعت، فریاد بیماران رنجور این آسایشگاه بوده باشد؟  یا شاید معنای اثر اشاره به رنجی فراگیر تر دارد، نفیر و فریاد بی انتهای ملال و سرگشتگی تمامی موجودات از رنج محتوم زندگی مدرن!

منبع:Meaning of The Scream (1893) Painting by Edvard Munch: Art Analysis , Copyright © 2012-2019. Legomenon Online Literary Journal & Magazine. All Rights Reserved.

[1] Fjord

آبدَره یا فیورد شاخابهٔ باریک و ژرفی از دریا است که در خشکی پیش رفته باشد. آبدره معمولاً دارای دیواره‌های پرشیب و تندی است. این دیواره‌ها در پی زیر آب رفتن دامنه‌های کوه‌ها یا ادامه فرسایش یخچالی زیاد وعمیق شدن یک دره ساحلی تشکیل یافته ‌است.

[2] The fin de siecle

[3] Expressionism

[4] Retrospective

[5] Bipolar Disorder

[6] General Anxiety Disorder (GAD)

        دریافت فایل پی دی اف