مغز سه گانه ى آرش

Arash’s Triune Brain

میرا: وقتی از گذشتم با اون میگم، میرنجی؟

آرش: آره… یا نمیدونم شاید یه بخشایی از مغزم احساس رنجش میکنه. با نظريه ى مغز هاى سه گانه ى مَك لين[1] آشنايى؟

میرا: باز میخوای اراجیف نوروآناتومیک تحویلم بدی؟ چرا نمیشه بعضی وقتا فقط یک جواب ساده  بم بدی…

آرش: جواب های ساده گمراه کنندن واسم.

میرا: (سکوت)

آرش: مغز خزنده[2] و تحوٌل نیافتم، مثل انسان هاى اوليّه احساس خطر میکنه، و اصلا آگاه نيست كه اين روايت مربوط به گذشتش و احساس میکنه كه دارى از دستم میری و انگار بقام به خطر ميفته.

میرا: نگو که مغز ميانى[3] (پستاندار) و نئوکورتکس[4] (مغز منطقى) هم درگیرن.

آرش: تو مغز میانی, لیمبیک[5] و اينسولا[6] م حسود ميشن با اینکه در یک سطحی گنک میدونن که این رابطه در پرسپکتیو زمانی محصوره، ولى تقصير اونا نيس كه سطح پردازش هيجان زمان نميشناسه.

میرا: (سکوت)

آرش: و نئوکورتکس م در وهله ی اوّل حق بت میده که به عنوان شريك عاطفيت در بازتجربه ی این تجربه همراهت باشم، حتّی اگه یه جاهایی اذيّت شم و حتّى اگه این اشتراک گذاری عملکرد مشخص و يا مطلوبی نداشته باشه.

میرا: و در وهله دوّم؟

آرش: این بخش از نئوکورتکسم یکم بيشتر شخم ميزنه و سوال میکنه ازم که آیا پیغام پنهان و تلویحی در این به اشتراک گذاری وجود داره یا نه؟

ميرا: (با نارضايتى هوا را از بينى خارج ميكند)

آرش: ميرا، مهم تر از رنجش من اينه كه عملكرد اين به اشتراك گذارى چيه، اگه به تو و يا من در سطحى كمك ميكنه و در نهايت به رابطمون، رنجش بهاييه كه ناگزير پرداخت ميكنم.

ميرا: يك الزامِ قابل پرداخت بافتارمند[7]

[1] MacLean Triune Brain Theory

[2] Reptilian Brain

[3] Midbrain

[4] Neocortex

[5] Limbic System

[6] Insula

[7] A Contextual Affordable Necessity