پدیده چراغ گاز و سایر رفتارهای سمّی در رابطه با یک فرد خودشیفته

پدیده چراغ گاز نوعی از خشونت روانی ،احساسی ،پنهان و بد اندیشانه است که طراحی شده تا بذر عدم اطمینان به نفس را در شما بکارد و درک شما از حقیقت را دگرگون سازد. پایه این نوع از خشونت مانند تمامی انواع رفتارهای آسیب زا بر اساس نیاز به قدرت، کنترل و پنهان کاری گذارده شده است. گاهی برخی از افراد دروغ می گویند یا از مکانیزم انکار استفاده می کنند تا از مسئولیت شانه خالی کنند. آنها ممکن است مکالمات و اتفاقات را فراموش کنند و یا آنها را  به گونه ای متفاوت از شما به یاد آورند و یا ممکن است کلا چیزی را به یاد نیاورند – مثلا به علت استعمال الکل و یا بیهوش شدن. این شرایط گاهی به عنوان پدیده چراغ گاز[1] شناخته می شوند اما این اصطلاح در حقیقت به معنای الگوی عامدانه ای است که با دغل کاری طراحی شده است تا قربانی را وادار سازد تا به او (فرد آیب زا) اعتماد نماید و هم زمان به ادراک و سلامت عقل خود نیز مشکوک شود، چیزی شبیه شست و شوی مغزی.

این اصطلاح از نمایشنامه ای با همین نام  بر گرفته شده و بعد ها فیلمی با حضور اینگرید برگمن و چارلز بویر با همین نام ساخته شد که در آن برگمن نقش همسری حساس و زودباور را بازی می کند که در عذاب است تا هویتش را در ازدواج سو استفاده گرانه ای با بویر- مردی که سعی دارد به او ثابت کند مریض است تا او را از حقیقت دور نگاه دارد – حفظ کند .

رفتار چراغ گازی

درست مانند فیلم  معروف چراغ گاز ، مجرم گاهی نقش فردی مهربان و دلواپس را بازی می کند تا شک ها را از خود دور کند. فردی که می تواند به طور مداوم دروغ بگوید و دغل کاری کند، می تواند دل فریب و جذاب نیز باشد. برخی روابط این گونه شروع می شوند. زمانی که این رفتار آغاز می گردد شما ممکن است حتی به این علت که به فرد مورد اعتماد خود مشکوک هستید احساس عذاب وجدان کنید. فرد متجاوز ممکن است برای بازی بیشتر با ذهن شما شواهدی را نشان دهد تا ثابت کند در حال اشتباه هستید، حتی ممکن است  حافظه و احساسات شما را هم زیر سوال ببرد. شواهد بیشتر مانند ابراز عشق و تملق با موارد قبل جمع می شوند و شما را سردرگم می سازند تا تمام تعارضات موجود د داستان فرد دروغگو را برای خود توجیه کنید. شما موقتا دوباره  اعتماد می کنید اما این بار بیش از پیش به احساسات خود شک می کنید و حس ششم و شهود خود را نادیده میگیرید و دچار سردرگمی عمیق تری می شوید.

ممکن است فردی که این رفتار را با شما در پیش گرفته ،نقش فردی آسیب دیده و آزرده را ایفا نماید و زمانی که به چالش کشیده می شود و یا از او سوال می گردد در نقش قربانی بنشیند. این فریب کاری پنهان می تواند به سادگی در قالب این تهمت که تو به من اعتماد نداری، قدردان نیستی، نا مهربان هستی، بیش از حد حساسی،  شفاف نیستی، احمق و متزلزلی، دیوانه و یا سو استفاده گر هستی ، تبدیل به تعرضی آشکار شود. سو استفاده ممکن است تبدیل به عصبانیت و شاخ و شانه کشیدن همراه با تنبیه، تهدید و یا قلدری گردد، البته -در صورتی که شما- نسخه جعلی واقعیت را نپذیرید.

این رفتار می تواند در محل کار و در هر رابطه ای اتفاق بیفتد. به طور کلی این عمل کرد با کنترل، بی وفایی و یا پول مرتبط است.  یک سناریوی متداول زمانی شکل می گیرد که فرد به شریک عاطفی خود دروغ می گوید تا رابطه با شخص دیگر را پنهان کند. در موقعیت های دیگر امکان دارد این  پنهان کاری ناشی از بدهی حاصل  از قمار یا بورس و یا پول از دست رفته  بر اثر سرمایه گذاری باشد.  برخی اوقات فرد دغل کار  یک خودشیفته[2]، معتاد و یا فردی ضد اجتماعی[3] است. به خصوص اگر این رفتار برای پنهان نمودن جرم باشد.  مثلا در در یک مورد یک فرد ضد اجتماعی از دوست دخترش که با هم در یک خانه زندگی می کرده اند دزدی می کرده است. دختر به او پول ماهیانه ای برای پرداخت اجاره خانه می داد اما او این پول ها را  نزد خود نگه می داشت. دوست پسر هم چنین  حساب های بانکی دختر را هک کرده بود. پسر با زیرکی از پول دختر بری او هدیه میخریده و نقش فردی را بازی می نمود که در حال کمک به او برای پیدا کردن هکر است. هنگامی که صاحب خانه به دختر درباره پرداخت نشدن اجاره  به دختر مراجعه کرد ،او تازه متوجه خیانت دوست پسرش شد.

وقتی که انگیزه فقط کنترل است یک نامزد ممکن است از شرمگین کردن استفاده کند تا اعتماد به نفس، وفاداری و یا هوش پارتنرش را تضعیف کند. یک زن ممکن است مردانگی شوهرش را هدف بگیرد و او را خفیف و بی جرات خطاب کند. یک مرد ممکن است عزت نفس زنش را سست سازد و به وسیله نقد ظاهر و جلوه حرفه ای او و یا نقش مادری اش او را کوچک کند.

برای اینکه قربانی بیشتر ایزوله و تنها شود و کنترل بر رویش بیشتر شود یک تاکتیک متداول این است که بگویی دوستان و آشنایان با دغل کار هم نظرند و یا از دوستان و آشنایان ارزش زدایی کنی تا قربانی نتواند به هیچ کس به غیر از فرد آزارگر اعتماد کند. یک استراتژی مشابه  این گونه است که روابط همسر را به وسیله تهمت بی وفایی زدن به او با دوستان و آشنایان سست کنی.

تاثیرات رفتار چراغ گاز

این  الگوی رفتاری می تواند هر چقدر طولانی تر شود دسیسه آمیز تر شود. ابتدا متوجه نمی شوید که تحت تاثیر آن هستید اما کم کم به غرایض و ادراک خود مشکوک می شوید. این می تواند بسیار مخرب باشد به خصوص در رابطه ای که بر پایه عشق و اعتماد ساخته شده باشد. عشق و وابستگی مشوق های قوی هستند برای باور دروغ و دسیسه. ما از انکار استفاده می کنیم چون ترجیح می دهیم دروغ را در مقابل حقیقت باور کنیم و این ممکن است باعث یک جدایی دردناک شود.

رفتار چراغ گاز می تواند اعتماد به نفس و عزت نفس ما را نابود کند و باعث شود به خود و حقیقت اعتماد نکنیم و دوباره به عشق روی باز نشان ندهیم. اگر پای  ناسزاگویی هم در میان باشد ممکن است نقد سواستفاده گر را باور کنیم و به مقصر دانستن خود ادامه دهیم حتی زمانی که رابطه تمام شده است. بسیاری از سواستفاده گران پارتنراشان را می ترسانند تا آنها را به خود وابسته کنند جوری که امکان ترکشان نباشد. نمونه هایی وجود دارد مانند ( تو هیچ وقت کسی مانند من را پیدا نمی کنی) (جاهای دیگر حلوا پخش نمی کنند) و ( کس دیگری تو را تحمل نخواهد کرد).

ترمیم خود پس از جدایی یا طلاق می تواند سخت تر شود زمانی که مشکلات رابطه را انکار می کرده ایم. برخی اوقات انکار حتی زمانی که حقیقت آشکار می شود ادامه پیدا می کند. در داستانی که بالا خواندید زن با دوست پسرش نامزد کرد حتی زمانی که فهمید او چکار می کرده است. بازتفسیرکردن تجاربمان در زمانی که حقیقت را می فهمیم زمان بر خواهد بود. می تواند بسیار گمراه کننده باشد چون ما عاشق بخش دلفریب اوهستیم ولی در عین حال نیز از بخش سواستفاده گر او تنفرداریم. این مورد می تواند بیشتر نمود پیدا کند زمانی که رفتار بد دور از چشم بوده است و  اکثر خاطرات  از رابطه مثبت هستند. ما نه تنها فردی که دوست داشته ایم و/یا با او زندگی مشترکی داشتیم را از دست داده ایم بلکه اعتمادمان به خود و روابط آینده را نیز از دست داده ایم. در برخی موارد زمانی که هر دو فرد انگیزه ماندن و کار در زوج درمانی را دارند رابطه می تواند مستحکم و ترمیم شود و گذشته می تواند بخشوده شود.

بهبود از پدیده چراغ گاز

سعی کنید الگوهای رفتاری سو استفاده گر را بشناسید و بدانید اینها به خاطر تزلزل و شرم اوست و نه شما. سپس کمک بگیرید : بسیار مهم است که سیستم حمایتی قوی داشته باشید تا حقیقت شما معتبر شناخته شود تا بتوانید با این رفتار مقابله کنید. ایزوله شدن مشکل را بدتر می کند و باعث می شود قدرت شما در برابر فرد آسیب زا کم شود. می توانید به گروه درمانی های معتبر بپیوندید و هم زمان دنبال روان درمانی بروید.

زمانی که متوجه می شوید چه اتفاقی افتاده است بهتر است بتوانید جدا شوید و باور و یا واکنش به موارد غیر واقعی نداشته باشد، حتی اگر واقعا دلتان می خواهد این کار را انجام بدهید. شما هم چنین متوجه خواهید شد که این رفتار به خاطر مشکلات شخصیتی جدی پارتنرتان می افتد. این بازتابی از شما نیست و شما نمی توانید فردی را تغییر دهید. برای اینکه یک متعرض تغییر کند به اشتیاق و تلاش هر دو فرد رابطه احتیاج است. برخی اوقات وقتی یک نفر تغییر می کند فرد دیگر نیز در جواب تغییر می کند. با این حال اگر او یک اعتیاد داشته باشد یا دارای اختلال شخصیتی است تغییر مشکل خواهد بود.

زمانی که قربانی از انکار دست بر می دارد، متداول است که بخواهد گذشته را به صورت ذهنی دوباره زندگی کند. آنها برخی اوقات به خود انتقاد دارند  چرا که به خود اعتماد نکردند و در برابر تعرض نایستاده اند. این کار را نکنیدبه جای این که تعرض به خود را ابدی کنید یاد بگیرید چگونه نقد خود را کنار بگذارید و عزت نفس خود را بالا ببرید.

همه ما زمانی که نامید یا اسیب دیده هستیم میتوانیم تمایلات سواستفاده گرانه داشته باشیم. ما ممکن است در نقد، قضاوت، دریغ کردن و کنترل مقصر باشیم اما بعضی متعرضان – مثل خود شیفته ها- سواستفاده را در سطوح بالاتر، پیچیده تر و آسیب زا تری انجام می دهند که حتی ممکن است برای ما قابل تشخیص نباشد، این آزار می تواند فیزیکی، ذهنی،  احساسی، جنسی، اقتصادی و یا روحی باشد. بعضی از انواع تعرض احساسی به آسانی دیده نمی شوند مانند دست کاری کردن روانی  (فردی را به صورت نامحسوس در جهت اهداف سو استفاده گرانه هدایت کردن)[4]. این نوع از خشونت می تواند شامل باج گیری عاطفی، تهدید و ترساندن برای کنترل باشد. خود شیفته ها متخصص دغل کاری و آزارهای کلامی اند. آنها می توانند تا جایی پیش بروند که شما را وادار کنند به  ادراک و صحت عقل خود نیز شک کنید، نام این رفتار، چراغ گاز است.

انگیزه برای خشونت ناشی از خودشیفتگی

به یاد داشته باشید که اختلال شخصیت خودشیفته، آزار و سواستفاده در پیوستاری هستند که با  سکوت شروع و تا خشونت ادامه پیدا می کند. یک خود شیفته به ندرت مسئولیت رفتارش را می پذیرد.  به طور کلی آنها با انداختن تقصیر گردن قربانی اعمالشان را انکار و توجیه می کنند.

خود شیفته های آسیب زا به خصوص با مقصر شدن اذیت نمی شوند. آنها می توانند دگرآزار باشند و از وارد کردن درد لذت ببرند. و یا بسیار رقابت طلب و بدون تعهد به ارزش باشند که رفتار های ضد اجتماعی هم از خود نشان دهند.

هدف این نوع خشونت قدرت است. این متعرضان با انگیزه کوچک کردن و آسیب رساندن به بقیه رفتار می کنند. مهم ترین نکته ای که در رابطه با خشونت عمدی باید به یاد داشته باشید این است که این نوع خشونت طراحی شده است تا بر شما چیره شود. اهداف فرد سو استفاده گر افزایش کنترل و اقتدار بر روی شما است و این کار هم زمان با به وجود آوردن شرم،  شک و حس نیاز به اتکا در قربانی صورت می گیرد.  آنها می خواهند حس برتری پیدا کنند تا احساس خود کوچک بینی را مهار کنند. فهمیدن این موضوع می تواند به شما قدرت بدهد. مانند تمام زورگویان با وجود دفاع از عصبانیت بی اندازه، تکبر و نخوتشان آنها از شرم رنج می برند. ضعیف و حقیر دیده شدن بزرگترین ترسشان است. با دانستن این موضوع باید بدانید که مهم است حرف ها و اعمال یک متعرض را جدی نگیرید. این به شما کمک خواهد کرد با خشونت و آزار یک فرد خودشیفته مقابله کنید.

اشتباهاتی در مواجهه با خشونت و آزار انجام میدهیم

زمانی که انگیزه متجاوز را از یاد ببرید ممکن است یکی از این واکنش های ناکارآمد را داشته باشید:

دلجویی[5] – اگر برای جلوگیری از عصبانیت  و کشمکش آشتی می کنید دارید به متعرض  که این رفتار را که به عنوان ضعف می بیند  قدرتمند می کنید و به او شانس کنترل مضاعف می دهید.

درخواست عاجزانه[6] – این مورد هم نشانه ضعف است که افراد خود شیفته از آن در خود و دیگران متنفرند. آنها ممکن است تحقیر امیزانه و با تهوع به شما واکنش دهند.

ترک[7]—این یک تاکتیک موقت است برای اینکه احساسات و رفتارتان را جمع کنید ولی روش مناسبی برای مواجهه با تعرض در طولانی مدت نیست.

دعوا و بحث[8] – بحث حول بدیهیات انرژی شما را هدر می دهد. بیشتر این افراد علاقه ای به حقایق ندارند و فقط می خواهند ثابت کنند حق با آنهاست. دعوای لفظی می تواند به سرعت بالا بگیرد و به دعواهایی آسیب زننده تبدیل شود. هیچ چیزی به دست نمیاید. شما بازنده می شوید و می توانید حس قربانی بودن پیدا کنید، آسیب می بینید و نومید می شوید.

توضیح دادن و دفاع کردن[9] – هر چیزی بیش از یک انکار ساده ی یک تهمت دروغین، شما را بیشتر در معرض خشونت قرار می دهد. زمانی که به موضوعی مورد بحث اشاره می کنید و سعی به توضیح آن و دفاع از خود می کنید در حقیقت بر روی اینکه آزارگر حق قضاوت، تایید، انکار و تعرض به شما را دارد، صحه می گذارید. رفتار شما این پیام را می دهد: ( تو بر روی عزت نفس من کنترل داری، تو حق تایید یا رد کردن مرا داری، تو قاضی من هستی).

سعی بر فهمیده شدن – پایه های این تمایل بر پایه های این امید واهی ایست که یک خودشیفته می خواهد شما را بفهمد در حالی که او فقط می خواهد در جدال با شما پیروز شود و در جایگاه برتر قرار بگیرد. بسته به درجه خودشیفتگی فرد به اشتراک گذاشتن احساساتتان می تواند شما را در معرض آسیب و یا دغل کاری بیشتر قرار دهد. برای شما بهتر است که احساساتتان را با فردی در میان بگذارید که امن است و به آنها اهمیت می دهد.

نقد و شکایت کردن – با این که ممکن است متعرضان سرسخت و قوی به نظر برسند ولی  به صورت بنیادین متزلزل و درون احساس شکنندگی و عدم امنیت دارند. آنها  به خودشان اجازه قضاوت میدهند اما دوست ندارند شما آنها را مورد قضاوت قرار دهید. شکایت و نقد یک سو استفاده گر می تواند باعث بیدار شدن عصبانیت و حس تلافی گردد.

تهدید – تهدید می تواند به تلافی و یا نتیجه عکس منجر شود اگر آنها را عملی نکنید. هیچ وقت تهدیدی نکنید که آمادگی اجرای آن را ندارید. مرز گذاری با نتایج مشخص بیشتر تاثیر گذار است.

انکار –  در دام انکار از طریق بهانه آوردن، کوچک جلوه دادن یا دلیل آوردن برای سواستفاده گر نیفتید. و رویای اینکه  این رفتارها در آینده از بین خواهند رفت یا بهتر خواهند شد را نداشته باشید.  این ها هر چقدر بیشتر ادامه پیدا کنند بزرگتر خواهند شد و شما ضعیف تر خواهید شد.

مقصر دانستن خود[10] – خود را برای رفتار متعرض سرزنش نکنید و برای عالی شدن و تایید گرفتن تلاش نکنید. این یک وهم است. شما باعث نمی شوید کسی از شما سواستفاده کند. شما فقط مسئول رفتار خودتان هستید. هیچ گاه به اندازه ای بی نظیر نمی شوید که رفتاری که از تزلزل متعرض نشات میگیرد و مقصرش شما نیستید متوقف شود.

 

چگونه با این رفتارها به هوشمندی برخورد کنیم؟

  • با تعرض و آزار به صورت موثر مقابله کنید

اینکه اجازه دهید مورد سو استفاده قرار بگیرید عزت نفستان را پایین می آورد. بنابراین مقابله با آن مهم است. این به معنای دعوا و بحث نیست. بلکه به معنای ایستادن پای حرفتان و دفاع از خود به صورت شفاف و آرام است و  هم چنین داشتن مرزهایی که  از ذهن، احساسات و بدنتان محافظت می کنند.

  • حقوق خود را بشناسید

باید مورد احترام قرار گرفتن را حق خود بدانید و آگاه باشید که حقوق مشخصی دارید، مانند حق اینکه اگر نمی خواهید میتوانید رابطه جنسی نداشته باشید، حق حفظ حریم شخصی، حق اینکه نباید سرتان داد زده شود، لمس شوید وبهتان بی احترامی شود. اگر برای مدت طولانی یا در کودکی مورد آزار قرار گرفته اید احتمالا عزت نفستان تضعیف شده است. ممکن است دیگر به خودتان اعتماد نداشته باشید و اعتماد به نفستان را هم از دست داده باشید. دنبال خودکاوی و ترمیم خود بروید،  و از منابع حمایتی و روان درمانی بهره مند شوید. این پاسخ های کوتاه مدت را برای کنار آمدن با  آزارهای کلامی امتحان کنید:

(درباره اش فکر خواهم کرد.)

(من هیچ وقت همسر بی نظیری که آرزویش را داشتی نمی شوم.)

(من خوشم نمی آید وقتی مرا نقد می کنی. لطفا بس کن. و بعد محل را ترک کنید.)

(این عقیده تو است، من با آن موافق نیستم یا برداشتم از آن با تو متفاوت است.)

(با تو هنگامی که — توضیح خشونت: ( مثلا مرا کوچک می کنی و می روی))- حرف نخواهم زد.)

(با قسمتی که درست است موافقت خود را نشان دهید. بله من شام را سوزاندم. تو یک آشپز به درد نخوری را نادیده بگیرید.)

از شوخی استفاده کنید. ( تو وقتی دلخور می شوی خیلی بامزه می شوی.)

  • استراتژیک باشید:

بدانید دقیقا چه می خواهید، فرد خودشیفته چه می خواهد، خط قرمز هایتان چه هستند و در کجای رابطه قدرت دارید. شما در حال مقابله با فردی مدافع  از خود در مقابل فردی هستید که اختلال شخصیت دارد، هستید. روش های مشخصی برای اثر بخش بودن وجود دارند.

  • خط قرمز بگذارید

خط قرمز ها قوانینی هستند که نوعی که می خواهید با شما رفتار شود را مشخص می کنند. افراد با شما طوری رفتار می کنند که به آنها اجازه داده اید.  شما باید قبل از آنکه بتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید خط قرمز های خود را بشناسید. این به معنای دوست بودن با احساسات خود، گوش دادن به بدنتان، دانستن حقوقتان، و یادگیری جسارت و ابراز خود در مواقع مورد نیاز است. اینها خطوط باید مشخص باشند. به ایما و اشاره اکتفا نکنید و توقع نداشته باشید ذهنتان را بخوانند.

  • نتیجه کار را بدانید

بعد از خط قرمز گذاری اگر آنها این خط قرمز ها را نادیده گرفتند مهم است در این باره صحبت کنید و نتایج را به کار ببندید. این ها تهدید نیستند بلکه رفتار هایی اند که  شما برای مراقبت از خود و نیاز هایتان به کار می گیرید.

و درنهایت بدانید که کنار آمدن و حفظ یک رابطه کارآمد احتمالا پیچیده تر و بافتارمدار[11]ر تر از نکاتی هست که در بالا ذکر شده است، همه ی ما صفات و رفتارهای آسیب زایی داریم که به خودمان و دیگران آسیب میزند. آنها را در خود و دیگران بشناسیم، و هوشمندانه و متعهدانه در جهت ویرایش واقع گرایانه ی آن اقدام کنیم، باشد که رستگار شویم.

 

 منابع :

Codependency FD, 2E (For Dummies) کاغذی :

www.whatiscodependency.com, Twitter, Facebook, LinkedIn آنلاین :

Darlene Lancer, JD, MFT  یک مشاور ازدواج و خانواده دارای مجوز  و متخصص و نویسنده باب رابطه و هم وابستگی است.

 

اندیشگاه روان سازه (ائتلاف روان، فلسفه وهنر)

دکتر مانی منجمی

خرداد ۹۹

www.psychonstruct.com

 

[1] Gaslighting

[2] Narcissist

[3] Antisocial

[4] Manipulation

[5] Appeasement

[6] Pleading

[7] Withdrawal

[8] Arguing and Fighting

[9] Explaining and Defending

[10] Self-blame

[11] Contextuatl

        دریافت فایل پی دی اف