تیپ شخصیتی خودشیفته نمایشی

گروه تحقیقاتی مایو کلینیک[1] اختلال شخصیت خودشیفته[2]را این گونه تعریف میکند:” گونه ای از توّرم روانی[3] که در آن فرد احساس بیش از حد مهم بودن می کند، نیاز شدید به تحسین و توّجه مداوم دارد، تاریخچه ای از روابط ناکارآمد، عدم احساس همدلی نسبت به سایرین از ویژگیهای این تیپ شخصیتی است. در این تیپ افراد، اغلب در پس نقابی برّاق از اعتماد به نفس، عزت نفسی بسیار لرزان، خودی شکننده[4] تنفّس میکند که با کوچکترین انتقادی در هم می شکند”، این اختلال در مردان بیشتر گزارش شده است.

اختلال شخصیت نمایشی[5] مثل اختلال شخصیت خودشیفته جز اختلالات کلاسترB طبقه بندی می شود. افراد با این اختلال، احساساتی شدید، بی ثبات واغلب خودانگاره ای نادرست و غیرواقعی از خود دارند. عزّت نفس این افراد وابسته به تایید و تحسین دیگران است و احساس خود ارزشمندی و کارآمدی خود را از منابع بیرون از خود دریافت میکنند[6] و احساس نیاز شدیدی دارند که مورد توجه دیگران واقع شوند و به این منظور رفتار های نامناسب, خارج از بافتار(رفتاری که هم رنگ و هم شدّت با آنچه رخ داده است نیست)[7] و پرشور انجام می دهند، این اختلال در زنان بیشتر گزارش شده است.

سبب شناسی[8] این دو دسته اختلال شخصیت بسیار پیچیده است، بخشی از آن با آسیب ها و الگوهای تربیتی دوران کودکی و اوایل نوجوانی تبیین میشود، بخشی دیگر با عوامل ژنتیکی و خلق و خو[9].  در موارد شدید نیاز به مداخله ی متخصصین سلامت روان برای تشخیص و درمان می باشد. علائم اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت نمایشی تا حدودی هم پوشانی دارند. در زیر به ۷ مورد مشترک بین علائم این دو اختلال اشاره می شود. بیماران خودشیفته – نمایشی[10] معمولا بیشتر از یکی از این علائم را نشان میدهند که برای خودشان یا دیگران آسیب زا است و در زمینه های مختلف فردی، میان فردی، شغلی و اجتماعی برایشان ناکارآمدی ایجاد میکند.

۱.ابراز احساسات منفی شدید

این حالت زمانی رخ می دهد که این افراد تحسین و توٌجه مورد انتظار خود را از محیط دریافت نکنند. مثلا اگر از پارتنرشان توجه نگیرند، مورد قدردانی واقع نشوند و یا در فروشگاه به آنها سرویسی که در حدّ انتظارغیرواقعی شان است به آنها ارائه نشود. این افراد در خواسته هایشان غیرمنطقی، در رفتار با دیگران بی مسئولیت و نسبت به مشکلات دیگران بی تفاوت هستند. زمانی که این افراد توجه لازم را دریافت نمیکنند، این موضوع را تهدیدی برای عزت نفس خود می انگارند و در صدد پاسخ بر می آیند که این پاسخ می تواند همراه با خشونت، کینه ورزی،  تهاجم واضح، خشم منفعلانه[11] و یا بازی های روانی باشد تا قربانی را مجبور کنند، کاری را انجام دهد که مطلوب آنهاست.

۲.ابراز احساسات مثبت شدید

گاهی این افراد برای اینکه در بهره برداری از دیگران به اهداف خود برسند، مخصوصا در ابتدای روابطشان رفتارهایی مثل اغواگری[12]، تمّلق و صمیمیّت دروغین[13] و سطحی نشان می دهند  که به آن به اصطلاح مرحله ی آماده سازی[14] گفته میشود. در این مرحله قربانی ایده آل سازی[15] و والایش میشود، گویی هیچ عیب و ایرادی متوّجهش نیست. بعد از درگیری قربانی و یا اگر با دانه پاشی های اوّلیه[16] به اهداف خود نرسند، ممکن است به سرعت حالت شان عوض شود و رفتارهای خصمانه نشان دهند، از قربانی ارزش زدایی [17] و یا به اشکال مختلف فرد مقابلشان را وارد بازی های روانی مثل حسادت[18]، رقابت و مقایسه کنند، تا به شکلی ارتباط را به سمتی که میخواهند ببرند و از آن بهره برداری کنند.

۳.نیاز دائم به توجه[19]

علت رفتارهای نمایشی در این افراد نیاز شدیدشان به توّجه است. پشت این تقّلا برای اثبات اهمیّت خود، عزّت نفسی لرزان، الگوی دلبستگی ناکارآمد و مسائل مربوط به امنیت و اعتماد کردن وجود دارد. این افراد در روابطشان مدام طرف مقابل را آزمایش می کنند و با روش هایی مختلف مثل نقش قربانی[20] را بازی کردن، میسنجند که در چشم طرف مقابل چقدر ارزشمند جلوه میکنند و اینکه آیا او حاضر است یک قدم بیشتر برای باد کردن خودِ شکننده ی آنها بردارد یا نه.  این افراد مدام خود را با نفرات قبلی شریک عاطفی شان مقایسه میکنند و گاهی با تخریب لفظی نفرات قبلی درپی اثبات ارزش خود[21] هستند.

۴.خودمحوری مرضی[22] و عدم همدلی با سایرین

افراد خودشیفته-نمایشی به افکار، احساسات و اولویت های دیگران توجه نمی کنند مگر اینکه در سطحی قرار باشد که از آن همدلی و توّجه سودی عایدشان شود.

۵.نقض قوانین و اعمال بازی های روانی[23]

این افراد احساس می کنند که مرکز جهان هستند و می توانند قوانین را بر اساس خواست خود ویرایش کنند. از طریق اعمال بازی های روانی مثل احساس گناه دادن[24]، فرافکنی[25]، مکانیزم چراغ گاز[26]، مقایسه، راه اندازی جوّ روانی منفی و رسوایی قربانی[27] بین دوستان، خانواده، همکاران و…، برانگیختن حسادت سوءاستفاده مادّی، فیزیکی، جنسی و … می کنند و تا نیازشان برطرف شد با کمترین احساس مسئولیتی به سراغ فرد بعدی به عنوان منبع تغذیه نارسیستیک[28] خود می روند.  گاه برای اینکه دچار سوتغذیه روانی نشوند از چند منبع به صورت موازی تغذیه میکنند. معمولا در حد امکان به صورت کامل شریک های عاطفی قبلی خود را از مدار[29] خود خارج نمیکنند تا در صورت لزوم با مکانیزم جاروبرقی[30] )ابراز پشیمانی  و قربانی نمایی، کادو دادن، ژست های دراماتیک و عاشقانه، قول به تغییر و وعده وعیدهای غیرعملی) قربانی را به چرخه ی آسیب بازگردانند. این مکانیزم میتواند به صورت مستقیم صورت نگیرد و از طریق واسطه ها که به اصطلاح به آن ها میمون های پرنده[31] ی شخص نارسیستیک گفته میشود انجام شود (مثلا مادری که قول تغییر پسرش را به دختری که او را ترک کرده میدهد). اگراز بازی های روانی پاسخ مناسب دریافت نکنند، خشمگین[32] و متخاصم و یا افسرده میشوند، حتی در مواردی ممکن است به مدّت طولانی به  تعقیب[33] قربانی بپردازند و فضایی ناامن برای او ایجاد کنند.

۶.غیر واقعی و غیر قابل اطمینان

بعضی از این افراد با سطح عملکرد بالاتر[34] در زندگی کاری و شخصی موفقیت هایی کسب می کنند (حداقل برای مدّت زمانی محدود). اما چه آنهایی که موفق هستند، چه آنهایی که موفق نیستند، از آنجایی که ماهیت اینگونه از اختلالات شخصیت خود همخوان[35] است، اغلب به سطوح آسیب زای رفتار خود بینش[36] ندارند، از عدم واقع گرایی رنج میبرند و اغلب این عدم واقع بینی در پروسه تصمیم گیری و روابط آنها اختلال ایجاد می کند. در تاریخچه ی ارتباطی این افراد، الگویی پایا از روابط ناموّفق، سطحی، پرتنش و آسیب زا دیده میشود. از‌ آنجایی که خودانگاره ی بسیار متزلزلی دارند، مدام به تقویت های محیطی نیاز دارند و اگر آن را دریافت نکنند، با صرافت دنبال ارضای این نیاز در یک فضای میان فردی میگردند. در صورتی که پروسه ی مواجهه با واقعيّت و ایجاد بینش نسبت ویژگیهای آسیب زایشان در فضای امن (نزد پزشک یا رواندرمانگر) و به انتخاب خودشان صورت نگیرد، احساس تهدید و توهین میکنند، و متخاصم میشوند.

۷.مشکل در کنارآمدن با استرس و تغییرات

مشکلات و سیلی های زندگی در زندگی به افراد خودشیفته نشان می دهد که مرکز جهان نیستند و این واقعی سازی[37] عزّت نفس  آنها را دچار بحران می کند. این افراد ممکن است در مواجهه با جهان در دائما درحال تغییر مضطرب، افسرده یا  روان پریش[38] شوند. در گروهی از این افراد که تمایل به درونی سازی[39] مشکلات خود دارند، بیماریهای روان تنی[40] مثل زخم معده، میگرن و مشکلات پوستی مثل اگزما[41] بسیار دیده میشود.

پ.ن همه ی ما ویژگی هایی داریم که بسته به شدّت رفتار، هدفی که دنبال میکنند، تاثیری که  بر ما و دیگران میگذارند و زمینه ای که در آن رخ میدهند، میتوانند کارآمد یا ناکارآمد[42] تلقٌی شوند. مقاله ی فوق سعی در ترسیم خصیصه های شدید و ناکارآمد مشترک در این دو تیپ شخصیتی را داشته،  و نه در تسهیل انگ زنی به رفتارهای انسانی ما به عنوان موجوداتی ناکامل و ممکن الخطا! افزایش خودآگاهی میتواند در تخفیف علائم فوق به شدّت تاثیرگذار باشد. 

اندیشگاه روان سازه (ائتلاف روان، فلسفه و هنر)

دکتر مانی منجمی

        دریافت فایل پی دی اف

 References

Ni, Preston. How to Successfully Handle Narcissists. PNCC. (2014)

Ni, Preston. A Practical Guide for Narcissists to Change Towards the Higher Self. PNCC. (2015)

Ni, Preston. Understanding Narcissism’s Destructive Impact on Relationships — An Indispensable Reader. PNCC. (2018)

 

[1] Mayo Clinic

[2] Narcissistic Personality Disorder (NPD)

[3] Psychic Inflation

[4] Fragile Self

[5] Histrionic Personality Disorder (HPD)

[6] External locus of reference

[7] Out of Context

[8] Aetiology

[9] Temperament

[10] Histrionic Narcissist

[11] Passive Aggression

[12] Seduction

[13] Pseudo Intimacy

[14] Grooming

[15] Idealization

[16] Breadcrumbing

[17] Devaluation

[18] Jealousy game

[19] Compulsive attention seeking behaviour

[20] Victim playing or playing the victim card

[21] Validation

[22] Pathological egocentrism

[23] Psychological manipulation

[24] Guilt tripping

[25] Projection

[26] Gaslighting

[27] Smear Campaign

[28] Narcissistic supply

[29] Orbit

[30] Hoovering technique

[31] Flying monkey (A metaphor inspired by A wizard of Oz novel)

[32] Narcissistic rage

[33] Stalking

[34] High functioning

[35] Ego syntonic

[36] Insight

[37] Realization

[38] Psychotic

[39] Internalization

[40] Psychosomatic

[41] Dermatitis

[42] Functional or Dysfunctional